سنگفرش زمان

به صدای گام های تند تر از تپش قلب روی سنگفرش زمان گوش کن

که چه مضطرب می تپد،

گوش کن که چگونه زمین میلرزد و دل آب،آب می شود .

به آغاز کلام و به انتهای نگاه سوگند، دلم میلرزد ،از هر لرزشی که بلرزد .

ومن از آگاهی هشیار بودن می ترسم ، می ترسم

که فراسوی دشت ها دشتی نباشد

و آن طرف مرز ناگاه بیفتم.

بیا آغازگر لحظه های شاد زندگی، بیا وبا تپیدن ما مدارا کن .

بیا و دست های سنگی مارا به انتهاو عمق گرمی دست هایت آب کن .

مثل زلال چشمه ها:بی او جاری کن لحظه هایی را که راکد ایستاده اند .


"اللهم عجل لولیک الفرج "

 


/ 1 نظر / 10 بازدید
محمد داداشی

اقاترین سکوت مرا غرق نور کن ما را قرین منت ولطف حضور کن وقتی گناه کنج دلم سبز می شود اقا شفاعت این ناصبور کن می ترسم از شبی که به دجال رو کنیم اقا تو را قسم به شهیدان ظهور کن. اللهم عجل لولیک الفرج.